
دلتنگی
امشب دلتنگم و عجيب آنکه دلتنگي امشبم رنگ و
بويي ديگر دارد ...
! گويي امشب هزاران برابر بيشتر از مجنون ،
عاشق ليلي دلت هستم ...
! مجنوني که در بيابان خاطرات کوتاهي که با تو
داشته حيران
و سرگردان به دنبال ردپايي از تو مي گردد . و تو
مي آيي ! بي آنکه با
ناز آمدنت ليلايي از تبار مجنونت را در انتظار آمدن
بي تاب کني ...
! نازنينم ، هيچ مي داني اکنون که برايت مي
نويسم همه وجودم در
تمناي ديدارت مي سوزد ؟! هيچ مي داني براي
اينکه دوباره بتوانم
قامتم را در آينه چشمانت به تصوير بکشانم ثانيه
ها را يکي يکي
مي شمارم ؟
!کاش آن روز بيايد
!parastoo
سلام دوستان

این وبلاگ را به دوست خوبم پرستو هدیه میکنم
شنبه با نگاهي عاشقانه مست شدم
دوشنبه : همچو ليلي عاشق صحرا گشتم
چهارشنبه اسير هجرانش شدم
جمعه : بي او تنها شدم و از تنهايي ......
خداحافظ ... microsoft
نام تو را آورده ام دارم عبادت می کنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم
دستت به دست دیگری از این گذشته کار من
اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم
گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می کنم
رفتم کنار پنجره دیدم تورا با ...بگذریم
چیزی ندیدم!اینچنین دارم رعایت می کنم
من عاشق چشم تو ام تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم
تو التماسم می کنی جوری فراموشت کنم
با التماس اما تو را به خانه دعوت می کنم
گفتی محبت کن برو، باشد خداحافظ ولی
رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم ...
يك دقيقه سكوت براي يافت آرامش!!
يك دقيقه سكوت براي اشك !!!
هرگز نگريستم !!!درحالي كه تمام وجودم سرشار از اشك بود
يك دقيقه سكوت براي صداي باد !!!!!
صداي باد پيغام مرگ برگهاي زرد پاييزي رو براشون بهمراه مياره
یک دقیقه سکوت برای دلهای نا آرام
یک دقیقه سکوت برای رسیدن به نگاهی که از حادثه عشق تر است
حالا شما ادامه بدید با یک دقیقه سکوت برای...
عشق ازدواج
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعني همين
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم . استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين
با تشکر از iral_ms2004

لحظه خداحافظي به سينه ام فشردمت
اشک چشمام جاري شد ، دست خدا سپردمت
دل من راضي نبود به اين جدايي نازنين
عزيزم منو ببخش اگه يه وقت آزردمت
گفتي به من غصه نخور مي رم و بر ميگردم
همسفر پرستوها ميشم و بر ميگردم
گفتي تو هم مثل خودم غمگيني از جدايي
گفتي تا چشم هم بزني مي رم و بر ميگردم
عزيز رفته سفر، کي بر ميگردي
چشمونم مونده به در، کي بر ميگردي
رفتي و رفت از چشام نور دو ديده
ز حالم بي خبر، کي بر مي گردي
غمگين تر از هميشه به انتظار نشستم
پنجره اميدم رو هنوز به روم نبستم
پرستوهاي عاشق به خونشون رسيدند
اما چرا عزيز دل هرگز تو رو نديدند
Microsoft
امشب دوباره عطر تو را بو کردم
خاطراتت دوباره زنده شد
و به یادت اشک ریختم
چقدر جایت کنارم خالی شد
امشب دوباره عطر تو را بو کردم
يادم امد که با من بودی
دوباره با غم خو کردم
کاش می امدی
و من از شوق به اسمان می رفتم
باران می شدم
قطره ای روی رخت می گشتم
عطر تو در فضا می پيچيد
و من
همیشه عطر تو را بو می کردم
امشب دوباره عطر تو را بو کردم
گفتي كه امشب اومدم بهت بگم بايد برم
گفتي ميخواهم بهت بگم همين روزا مسافرم
بايد برم براي تو فقط يه حرف ســاده بــود
كاشكي ميديدي قلب من به زير پات افتاده بد
سفر هميشه قصه رفتنه و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زنـدگيــه
هميشه يك نفر ميره آدم و تنها نيزاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا ميزاره
هميشه يك دل غريب يه گوشه تنها ميمونه
يكــي مســافر و يــكي اينــور دنـيا ميمونه
دلم نمياد كه بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خسته ام ميره جون
بمون واسه خونه يي كه محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي كه عاشق ديدن توست
بمون براي كوچه يي كه بي تو لبريز غمه
ابري تر از آسمونش ابــراي چــشمــاي مــنـه
دوباره دلم واسه قربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديون واست دل تنگه
وقت از تو خوندن ستاره ترانه هام
اسم تو براي من قشنگترين آهنگه
***
بي تو يک پرنده اسير بي پروازم
با تو اما مي رسم به قله آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
واسه تو سقفي از آهن با صدام مي سازم
***
با يک چشمک دوباره
من و زنده کن ستاره
نذار از نفس بيافتم
تويي تنها راه چاره
***
آي ستاره آي ستاره
بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه
تو رو ياد من مياره
***
تويي که عشقم از نگاه من مي خوني
تويي که تو تپش ترانه هام پنهوني
تويي که هم نفس هميشه آوازي
تويي که آخر قصه من مي دوني
***
اگه کوچه صدام يه کوچه باريکه
اگه خونم بي چراغه چشم تو تاريکه
مي دونم آخر قصه مي رسه به داد من
لحظه يکي شدن تو آينه ها نزديک
***
با يک چشمک دوباره
من و زنده کن ستاره
نذار از نفس بيافتم
تويي تنها راه چاره
***
آي ستاره آي ستاره
بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه
تو رو ياد من مياره!
Microsoft
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by arii.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM